فرهنگ و تمدن ایران

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

در این مقاله جذاب به تحقیق گوشه ای در مورد فرهنگ و تمدن ایران خواهیم پرداخت .تمدن ‌و فرهنگ هر كشوری هم ‌زمان با تاریخ آن كشور ارتباط دارد . به كمك آثار كتبی ، باقیمانده آثار باستان شناسی ، آزمایش‌های نوین ، سنگ ‌نوشته‌ها ، آثار باقیمانده كتبی بر روی ظروف گلی و نیز به كمك تحقیقات علمی جدید ، می‌توان درباره گذشته هر كشوری و نیز تاریخ و سوابق تاریخی ملتی و هچنین اهمیت و نفوذ تمدن‌ و فرهنگ آن كشور به گفتگو  پرداخت.  در صورتیكه فرهنگ و تمدن هر كشور به پیشرفت اخلاق مردم هر كشور همانند دانه ‌های زنجیر به هم پیوسته‌اند.

فرهنگ و تمدن ایران

 

فرهنگ و تمدن ایران

در تاریخ تمدن‌ های كهن جهان ، فرهنگ و تمدن ایران برجسته‌ترین و مهمترین سهم در بخشیدن زندگی و درخشش ، به دیگر مردم جهان داشته است. در حالیكه از بسیاری از اقوام كهن جهان اثری برجای نمانده است ، ایران و فرهنگ ‌و تمدن آن در برابر حوادث گوناگون روزگار برای هزاران سال ، پایداری نموده و برجای مانده است. در دوران پادشاهی هوشنگ شاه پیشدادی بود كه ایران ، انواع ابزار آهنی ساخت و نیز به كندن قنات موفق شد. معروف است كه جانشین هوشنگ ‌شاه یعنی تهمورث هنر خط و نوشتن را از دیوان آموخت.

شاه جمشید و اقدامات وی

شاه‌ جمشید ، مردم را به چهار گروه تقسیم كرد. این چهار گروه عبارت بودند از طبقه روحانیون ، جنگ‌آوران ، كشاورزان و هنرمندان. شاه ‌جمشید دستور داد تا راهها را بسازند و نیز كشتی جهت بحرپیمائی ، در دوران وی ساخته شد. در روزگار او بود كه به مردم هنر بافندگی آموخته شد و توجه مخصوص نسبت به بهتر زیستن مردم داشت. دوران سلطنت شاه‌ جمشید را همانند دوران پریكلس ، دوره طلائی تاریخ گفته‌اند. همانطور كه در اوستا آمده‌است: « در روزگار جمشید ، نه سرمای شدید بود و نه گرمای زیاد ، نه مرگ زودرس بود و نه رشگ و حسد و خودخواهی ، هنگامی‌كه پسر و پدر با هم می‌رفتند هر دو چون جوان پانزده ساله می‌نمودند و شناخت پدر از پسر مشكل می‌نمود ».

هزاران سال از زمان وی می‌گذرد اما هنوز مردم ایران نوروز را جشن می‌گیرند این روز همان روز بر تخت نشستن شاه جمشید است كه نه‌تنها مردم ایران آنرا گرامی می‌دارند و جشن می‌‌گیرند ، بلكه مردمان برخی كشور دیگر نیز همانند پارسیان در هندوستان و پاكستان و سایر نقاط جهان ، آنرا جشن می‌گیرند و بزرگ می‌دارند.

جمشید شاه

 

حکایتی هم در مورد داریوش بزرگ بخوانیم

روزی داریوش بزرگ دستور داد تا همه یونانیان حاضر در کاخ را به حضور او بیاورند…
سپس از آنان پرسید :

به چه بهایی حاضرند جسد پدر خود را پس از مرگ بخورند؟

یونانیان پاسخ دادند که به هیچ قیمتی حاضر به انجام چنین کاری نیستند…

داریوش سپس دستور داد هندیان موسوم به گالاتی که والدین خود را پس از مرگ می خوردند به پیشگاه او بیاورند!

سپس در برابر یونانیان از ایشان پرسید :

به چه قیمتی حاضرند جسد پدر مرده خود را روی تلی از هیزم گذاشته و بسوزانند…
هندیان فریاد بلندی کشیدند و از شاه خواهش کردند که چنین سخنان کفرآمیزی را نگوید…

در آنروز داریوش حجت را بر صاحبان هر عقیده‌ای تمام کرد…

این داستان نشان می دهد که عقاید هرکس فقط از نظر خودش بی‌عیب است، و اگر کسی گمان کند عقیده دیگران نادرست است حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند…

تمدن و  فرهنگ ایرانی از زبان داریوش هخامنشی

 

4148 بازدید